بهانه هایی برای خوشحالی

سال ۸۷ را خیلی پر مشغله آغاز کردم. من حتی تعطیلات عید هم به طور کامل نداشتم و از هفته دوم درگیر کارهای عقب افتاده ام شدم. در اسفند ماه تمام سعی خودم را کرده بودم که سال ۸۷ را با  فراغ بال شروع کنم  اما با شروع سال نو دوباره روز از نو و روزی هم از نو، ما هم که همیشه نوروزی!

به پشت سرم که نگاه می کنم از خودم می پرسم، آیا این منم اکه اینقدر فعال شده ام؟ به هر حال این هفته بعد از دو ماه سلمانی رفتم و اصلاح کردم، طي اين مدت چند تا پروژه درسی و غیر درسی را انجام داده ام. المپیاد علمی دانشجویان هم به خیر و خوشی برگزار شد. همایش سالیانه دانشکده هم که با تلاش دانشجویان به سلامتی هفته بعد برگزار می شود . چند تا کار اداری مهم هم داشتم كه بالاخره بعد از مدتها  به سامان رسید مخصوصا درگیری با این اداره ثبتی ها که خدا مصاحبتشان را نصیب گرگ بیابان نکند! و مهمتر اينكه در کنار تمام اینها وبلاگم را راه اندازی کردم! البته در کوران مشغله مجبور شدم بعضی کارهایی را که خیلی دوست می داشتم فاکتور بگیرم. از خیر مدرک کارآفرینی که کلی برایش وقت گذاشته بودم و دویست و پنجاه هزار تومان ناقابل برایش هزینه کرده بودم گذشتم و پروژه هایش را تحویل ندادم. اما هنوز چند تا کار اساسی که در دانشکده شروع کرده ام ناتمام مانده است که امیدوارم تامهرماه به سامان برسد . اگر همینطور پیش بروم تا پایان سال از پایان نامه ام دفاع می کنم! اوایل امسال به پاس زحمات بیدریغم!! ارتقای شغلی گرفتم که شاید  انگیزه ام را بیشترکند كه البته معمولاً نتيجه عكس مي دهد.

  امروز توی دانشکده خبرهای خوبی از دانشجویاني كه نتیجه کارشناسی ارشدشان اعلام شده بود شنيدم. البته من نتیجه برخی را قبلاْ از مجاری غیر رسمی! می دانستم اما دیدن قیافه های شاد دانشجویان  و شنیدن خبر موفقیت بچه ها برایم هميشه خوشحال کننده است. مضاف بر اینکه امسال بچه های ما گل کاشته اند و چند تا رتبه تک رقمی داشتیم. من احتمال میدهم در مرحله نهایی المپیاد علمی هم دانشجویان ما بدرخشند. البته بعضی ها هم رتبه مناسبی نیاورده بودند که من طبق معمول دلداریشان دادم وبرایشان قلباْ آِرزوی موفقیت در مراحل بعد کردم.

من اطمینان دارم با تمام گرفتاریها، امسال سال خوبی خواهد بود فعلا تمام سعی من این است که تا قبل از بیستم مرداد ماه که قصد تشرف به حج عمره را دارم کار عقب افتاده ای نداشته باشم. بعضی وقتها احساس می کنم زیادی به کارم وابسته شده ام و در اینگونه وقتها احساس نگرانی می کنم چون هنوز هم از هر گونه وابستگی در هراسم. اینها را گفتم شاید به دو دلیل: یکی اینکه به آن دوستانی که مرا متهم به بدبینی و تلخ گویی میکنند بگویم که عمراْ من اینطوری باشم! دوم اینکه اگر دیر به دیر می نویسم واقعا گرفتار بودم اما سعی میکنم از این به بعد بیشتر برای نوشتن در وبلاگم و خواندن وبلاگهاي دوستان وقت بگذارم از تمام دوستانی که طي اين مدت، حضوری و تلفنی و کامنتی مرا از راهنماییها و محبتشان بهره مند نموده اند سپاسگزاری می کنم.

 یادمان باشد که همیشه بهانه ای برای شادی و امید واری وجود خواهد داشت اگر بهانه جو ی خوبی باشیم.

جراحی فرهنگی (1)

یکی از انگیزه های جدی من برای نوشتن در وبلاگستان طر ح مباحثی در خصوص ناهنجاریهای فرهنگی در محیط زندگی اجتماعی امروزمان بوده است. ملاک من برای اینکه چه چیزی هنجار تلقی می شود یا ناهنجار شناخته می شود، وجدان عمومی جامعه و اخلاق پذیرفته شده اجتماعیست. من مايلم حرفهايي كه چه بسا طرحشان در محافل باعث بروز سو تفاهمات جدي مي گردد، در اين دفتر مجازي مكتوب شود.

 ما ایرانیها مدعی هستیم که چون یکی از کهنترین تمدنها ی دنیا را پایه گذاری کرده ایم، افراد متمدنی هستیم. سرزمین ما خاستگاه آیین اهورایی بوده است و از نظر سیاسی زمانی بر نصف دنیا حکومت می کرده ایم. اولین قانون حقوق بشر را نوشته ایم و دعوت آخرین پیامبر را پذیرفته ایم. ظلم ستیز و دوستدار مظلومان بوده ایم. انسانهايي عطوف و مهربان كه هيچگونه نابرابري را بر نتابيده ايم. اسطوره های تاریخی ما همگی آزاد بوده اند و آزاده زیسته اند.در افسانه هاي مادربزرگهاي ما، هميشه خير بر شر پيروز شده است و جنايتكاران و خاينين مغضوب و مطرود بوده اند. 

 اما واقعيت موجود چيست؟ براستي ما چه اندازه با تصويري كه در ذهنمان و كتابهاي درسي از خودمان ساخته ايم فاصله داريم؟ به اعتقاد من، این گرفتار شدن در زنجیر گذشته گرایی ولو مشحون از حقيقت هم كه باشد باعث شده تا ما از شرایط ناگواري که در حال حاضر داریم غافل بمانیم. آمار وحشتناک اعتياد و جرایم اخلاقي، انبوه زندانیان با جرایم عجیب وغریب، بدبینی مزمن، مفرط و عمومی،نا بردباري و خشونت لجام گسیخته اجتماعی، تکروی و روحیه فردگرایی افراطی و عدم رعايت حقوق انسانهاي ديگردر عرصه هاي خانوادگي و عمومي مي تواند تلنگري باشد تا يك ترك و شكاف كوچك در اين ذهنيت زيبا و فريبا از "خود ايراني" ايجاد نمايد.براي تقريب به ذهن، كافيست نظري به فرهنگ رانندگي در كشورمان بياندازيم.

 ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه  دروغگويي در آن ساري و جاریست و چه بسا هنر زندگاني شمرده مي شود. حرمت وآبروی افراد به راحتی با انواع و اقسام اتهامات بی پايه و اساس به بازی گرفته می شود. حقوق ضعفا و ناتوانان در جامعه و محاکم براحتی پایمال می شود و فریاد اعتراضی از کسی شنیده نمی شود. زنان و دختران بسیاری در گوشه و کنار کشور در بدترین شرایط جسمی و رو حی در استثمار سنت هاي ايلي و قبيله ايند و تحت عنوان غیرت و حمیت، زشت ترین جنایتها رنگ و صبغه افتخار آمیز به خود می گیرند. کسانی در اين كشور به نام خدا بندگان خدا را به خدمت شیطان می برند و با توجیهات سخیف و خرافی از مذهب دنیا را به جهنم زندگان تبدیل کرده اند. سیاستمدارانی که مسكن و آرامبخش تمامی عقده هاي ناگشوده و اميال شيطانيشان را در بیت المال مسلمين می بینند و چشمان تنگشان تاب دیدن هیچ نگاه مخالفی را ندارد و تجربه های مداوم اجتماعی و سیاسی در اين كشور علی الخصوص در یکصد ساله گذشته در سیکل معیوب آرمانگرایی افراطی و منفعت گرایی تفریطی گرفتار  بوده است.  ادبيات نژادپرستانه و قوم گرايانه براحتي در آن تقديس مي شود. احترام بزرگان از ميان رفته است و انسانهای کوچک در مصدر امور بزرگ قرار گرفته اند و انسانهای بزرگ در دایره تنگ وتاریک تنگ نظریهای بزرگنمایان خوار و خفيف  شده اند.در زمانه ما مردمان پرخاشگر موعظه رحمت مي كنند و محبت وسيله اي براي كسب منفعت شده است.

الحق كه مردم ما بازیگران خوبی هستند همه آنها می توانند در شرایط متفاوت نقشهای متناسب ایفا نمایند مشروط به اينکه منافعشان ایجاب نماید. چند چهرگي مختصه بارز فرهنگ ايراني شده است ودر منازل و محافل به صورت رسمي و غير رسمي تبليغ مي گردد.  ایران امروز ما در  منجلاب خودخواهیهای افراطی مردمانش دست وپا می زند . و بسان بيماري در حال احتضار است كه جراحي آخرين اميد براي نجات آنست. من دراينجا تاكيد ميكنم كه منظور من از جراحي ابدا تحركات سياسي انقلابي يا رفتارهاي احساسي و بي برنامه اجتماعي نيست كه آنها را نيز از عوارض اين بيماري حاد  مي دانم.اين مهم بايد به دست كساني صورت پذيرد كه هنوز آلوده سياست نشده اند و سر سفره مذهب غذايي نخورده اند كساني كه حرمت انسان برايشان اهميت دارد و قلبشان براي سلامت فرهنگ اين سرزمين مي تپد. كساني كه نگاه به آينده دارند و به گذشته صرفا به عنوان چراغ راه آينده مي نگرند. مردان و زناني با اراده هاي پولادين كه واقعا به سربلندي نوع بشر به معناي عام و سرافرازي ايرانيان به صورت خاص بيانديشند. واز سرمايه هاي باقيمانده فرهنگي براي رسيدن به قدرت و فريب مردمان بهره نجويند. يقينا نقش عالمان آزاده ديني و دانشگاهي در به صدا در آوردن زنگهاي خطر و پالايش و پيرايش فرهنگ ايران بسيار برجسته و جدي خواهد بود.

 

خطر قحطی در ایران

احتمالا در اخبار و تحلیل ها دیده یا شنیده اید که کشور ما وارد یک دوره خشکسالی دیگر گردیده است گرمای زودرس چند روزه اخیر در اکثر نقاط کشور می تواند موید این امر باشد. یقینا امسال سال بسیار سختی برای دست اندر کاران بخش کشاورزی و غذایی کشور خواهد بود کاهش نزولات جوی و افت شدید ذخایر آبی در بیشتر نقاط کشور زنگ خطر جدی را به صدا در آورده است.هنوز خاطره خشکسالی چند سال پیش از اذهان محو نشده است که کشور در اوج مشکلات و کمبود منابع مالی مجبور به وارد کردن پنج میلیون تن گندم   گردید. اما امسال عوامل طبیعی به با سو‌ءتدبیر دولتمردان باعث شده که که نگرانی در خصوص تهیه غذای اصلی مردم ما یعنی نان بسیار جدی شود چرا که پیش بینی می شود تولید گندم در ایران بیش از ۵ میلیون تن کاهش یابد. من مجبورم برای توضیح مطلب گریزی به گذشته بزنم .

همانگونه که میدانید دولت نهم با اعلام اینکه در تولید گندم به خودکفایی پایدار رسیده ایم اقدام به برگزاری جشن خودکفایی گندم نمود . اما هشدارهای صاحبنظران  مبنی بر تبلیغاتی بودن این موضوع در میان شادی و هلهله دولتیان هرگز شنیده نشد . من به طور خلاصه سه عاملی که باعث رشد تولیدگندم در سالهای اخیر گردیده را ذکر می کنم.

۱. در سالهای اخیر با اعمال سیاستهای نادرست در زمینه کشت محصولات کشاورزی شاهدجایگزین شدن کشت گندم به جای سایر محصولات استراتژیک از قبیل پنبه بوده ایم البته این امر اختصاص به دولت نهم ندارد و رویه نادرستی بوده که در سالهای اخیر نیز تشدید شده است. به عنوان مثال در استان گلستان که زمانی به سرزمین طلای سفید(پنبه) معروف بوده در حال حاضر به دلیل عدم برنامه ریزی درست، کشت پنبه تقریبا وجود ندارد و کشت گندم و برنج وجایگزین آن گردیده است با عنایت به این مطلب كه زندگی هزاران کارگر در گرو کشت پنبه بوده واكنون سالانه مبالغ قابل توجهی صرف واردات پنبه می گردد می توان تصور نمود که چه هزینه ای برای این موضوع پرداخت شده است.

۲.عامل دیگر افزایش سطح زیر کشت گندم دیم بوده است که در سالهای پرباران گذشته منجر به افزایش تولید گردیده است از آنجا که بخش عمده ای از اراضی  کشت دیم  سابقا مرتع و محل تعلیف دام بوده میتوان تصور نمود چه محدودیت های برای تولیدات دامی بوجود آمده است.من شخصا شاهد درگیریهای خونین عشایر و کشاورزان در برخی نقاط بوده ام.

۳. عامل سوم استفاده بی رویه از کود های شیمیایی برای افزایش تولید در واحد سطح بوده است در سالهای اخیر بنا به آمار موجود مصرف انواع کودهای شیمیایی ازته و فسفاته و کودهای مایع ماکرو و میکرودر مزارع رشد شدیدی داشته است با توجه به فشارهای اقتصادی بر زارعان و قطعه قطعه شدن اراضی بزرگ، کشت مداوم زمین بدون آیش بندی و رعایت تناوب غیر قابل اجتناب می نماید که منجر به فقر غذایی زمین هاو استفاده هرچه بیشتر از کود می گردد و لازم است در خصوص اثرات این استفاده بی رویه بر سلامت انسانها تحقیقات جدی به عمل آید.

جایی که نفت حل مشکل نمی کند!

ممکن است این ایده مطرح شود که با رشد در آمدهای نفتی می توان کاهش تولید را با افزایش واردات جبران نمود و جلوی مشکلات احتمالی را گرفت. اما زمانیکه گندمی برای خرید نباشد این مساله فاقد موضوعیت می باشد. شاید در اخبار، بروز بحرا ن نان در مصر را شنیده باشید بد نیست بدانید دولت مصر برای کنترل بحران، اداره تمام نانواییهای مصر را تحت نظارت ارتش در آورده است و جالب است بدانید مصریها هم از بی برنامگی ایرانیها بي نصیب نبوده اند،! ظاهرا دولت مصر در سال گذشته با پیش بینی مشکلات آتی از ایران درخواست خريد ۵۰۰ هزار تن گندم را نموده است که باپاسخ مثبت اولیه مواجه شده است. اما مقامات ایران پس از اینکه خطر خشکسالی ایران را جدی دیده اند مصریها را سر کار گذاشته اند!!! و حالا مصریها دست به دامان آمریکا شده اند.

عرضه گندم در بازار جهانی به دلیل بروز خشکسالی در کشور های تولید کننده عمده،از قبیل قزاقستان روسیه و آرژانتین با محدودیت جدی مواجه شده است، از سوی دیگر بروز بلایای طبیعی مانند سیل در برخي کشورها مانند چین و از طرفی افزایش مصرف غذا در این کشورها به دلیل افزایش نسبی رفاه اجتماعی به تقاضای جهانی دامن زده است به نحویکه فقط دو کشور چین و هند اقدام به پیش خرید سی میلیوتن تن گندم نموده اند که باعث بروز شوک در بازار شده است. 

با توجه به شرایط پیشگفته قیمت جهانی گندم تا حدود ۶۰۰ دلار در هر تن بالا رفته است که هر کیلوحدود ۵۵۰ تومان می شود. و جالب اینجاست که دولت در سال زراعی جاری قیمت خريد هر کیلو گندم را ۲۸۰ تومان اعلام نموده است. با توجه به اینکه اکثر کشورهای همسایه ما با مشکلات دست به گریبان هستند، پیش بینی میشود با این سیاستگزاری ناشیانه شاهد جولان دلالان وقاچاقچيان موادغذایی در بازار گندم باشیم. بر اساس محاسبات اینجانب با توجه به قیمت جهانی گندم و سياستهای تعرفه ای این بخش، سودی معادل ۴۰۰تومان در هر کیلو برای قاچاقچیان قابل انتظار است که بسیار وسوسه کننده است. آیا به نظر شما اینطور نیست!!!

به تمام این عوامل باید فرهنگ نادرست مصرف نان در کشور را هم افزود. مطابق آمار رسمی میزان ضایعات نان در کشور حدود ۲۸ درصد کل تولید می باشد که معادل نیاز کشور در شرایط امسال برای واردات است. از طرفي به نظر میرسد سیاستهای دولت برای تولید نان صنعتی با عدم استقبال بخش خصوصی به شکست انجامیده است.

 نکته قابل تاسف اینست که، برخی تصمیمات غلط و شتابزده در گذشته باعث تشدید بحرا ن کم آبی شده است به عنوان مثال با قطع گاز در زمستان، دولتمردان براي افزایش تولید برق، آب برخی از سدهای بزر گ را به داخل توربین ها رها کرده اند که منجر به کاهش شدید ذخایر آب گردیده است.

 مواردی از این قبیل مسایلیست که جامعه ما باید تاوان آنهارا بپردازد با مرور جمیع جوانب، من به یاد گفتار زیبای حضرت رسول(ص) می افتم آنجا که می گويد:

"من از فقر برای امتم نمی ترسم آنچه از آن می ترسم سوتدبیر است"

دانایی

دانایی واجد هیچ ارزشی نیست اگر فاقد بصیرت باشد .

  

رنج های آزادی

مدتیست مفهوم آزادی و چرایی و چگونگی آن  ذهن مرا درگیر خود ساخته است. من در اینجا قصد ندارم به عادت مالوف در مدح  یا مذمت آزادی چیزی بنویسم یا شعری بسرایم.  می خواهم از رنجهای آن با شما سخن بگویم. واینکه چرا اکثر انسانها از آزادی گریزانند و ترجیح می دهند عنان اختیارشان در اختیار دیگری باشد. راز این مطلب در رنجهای آزادی نهفته است.

به اعتقاد من بزرگترین رنجی که آزادی برای انسان به ارمغان می آورد حیرانی و فقدان آرامش است در واقع از آنجا که هیچ چیز به انسان داده نمی شود مگر اینکه چیزی از وی دریغ شود، من تصور میکنم  آزادی گرانبهاترین چیزیست که بشر برای آن هزینه پرداخته است .انسان آزاد دایماْ مکلف به  تصمیم گیری و انتخاب مسیر است و از آنجا که به دلیل محدودیت های انسانی و عدم کفایت داده ها اخذ تصمیم دایماً موجب هزینه است لذا بشر در سراسر عمر در حال محاسبه، تصمیم گیری، تجربه و رنجهای ناشی از آن و از همه مهمتر ترس و نگرانی از دست دادن خود آزادیست. درست مانند مسافر سرگردانی که در دل یک شب تاریک  بخواهد در پناه نور کرمی شب تاب راهش را پیدا کند.

 آزادی ذاتاْ مسوولیت زا و تعهد آور است چرا که انسان باید در قبال هر تصمیمی که می گیرد و مسیری که بر می گزیند به لوازم و نتایج آن پایبند باشد. انسان آزاد هرگز نمی تواند خود رااز عواقب اعمالش آزاد کند . او نمیتواند  از تاثیر اعمالش در اجتماع تبری جوید لذا به عقیده من کسانی که از جامعه فاصله می گیرندو به مسوولیت های انسانی خود توجه ندارند بردگان همیشه تاریخند چرا که در محدوده تنگ و تاریک "خود " گرفتار شده اند. اینجاست که سکوت انسانها یا فریادشان معنا می یابد و همینجاست که انسانیت معنای اصیل خود را می نمایاند چراکه "مسوولیت زاده آگاهی و آگاهی زاده انسان بودن است" و به اعتقاد من انسانیت نيز خود زاده آزادیست.

 

در عرصه اجتماعی من معتقدم آزادی موجد هیچ امر ناگواری نیست. آزادی صرفا آنچه را که در پنهان جامعه وجود دارد برای ما مکشوف می کند که برای بسیاری این امر ترساننده و نگران کننده است غافل از اینکه ندیدن و مانند کبک سر را به زیر برف فرو بردن  و واقعیت را انکار کردن، خطر افزونتری برای نوع بشر در پي خواهد داشت . درست مانند زخم یا دملی چرکین که در مقابل دیدگان ماست و هر لحظه مار ا وا میدارد که برای علاج آن اقدام کنیم بر عکس، آنچه در ناپیدای اجتماع ساری و جاری می شود مانند غده سرطانیست که اندک اندک تمام وجود مار ا درگیر میکند وتنها زمانی پی به وجود آن می بریم که کار از کار گذشته است.  لذا انسانها ترجیح میدهند برای اینکه آرامششان به هم نخورد، نبیینند، نشنوند، نگویند، و نیاندیشند. آنها ترجيح ميدهند كه اين زحمت را بر دوش ديگران بياندازند.

 واين آغازي بر سر سپردگي تاريخي نوع بشر است. كه مي خواهد با از دست دادن آزادي، آرامشش را باز پس گيرد غافل از اينكه انسان در آفرينش آزاد خويش مختار نبوده است. انسان محكوم به آزاديست. و بايد اين رنج را تحمل كند.