آرامش در رویای کودکی

هیچ چیز نمی تواند به اندازه حرارت خورشید در یک روز گرم تابستان آرامش بخش باشدهنگامی که روی درختان بلند کاج به دنبال لانه قمری ها بگردی و وقتی خسته شدی از درختان انگور و انجیر با دست خودت میوه بچینی و با آب قنات کنار آبادی بشوری و بخوری. بعد تنی به آب بزنی و  جلوی آفتاب روی چمن ها دراز بکشی تا لباسهایت خشک شود کمی هم صدای قورباغه ها را درآوری و برای جوجه کبوتر هایت چند تا سنجاقک شکار کنی!  وقتی خوب گرسنه شدی از مزرعه همسایه بدون اجازه خربزه بچینی و بخوری . بعدش سری به خانه درختی ات بزنی و کفپوش آن را با شاخه های تازه عوض کنی و چرتی در آن بزنی. هنگام غروب وقتی به خانه بر می گردی از بوی نان تازه سر مست شوی و شب زیر نور چراغ فانوس عکس خورشید را نقاشی کنی تا خوابت ببرد. و تمام شب خواب ببینی که همراه با جوجه کبوترهایت پرواز می کنی. تا صبح روز بعد که با صدای مرغ و خروسها بیدار شوی و به تماشای دانه برچیدن آنها در حیاط خانه بنشینی. ...

خدایا نمی دانم چرا وقتی بزرگ می شویم همه چیز ممنوع می شود حتی دیدن خواب کبوترهای در حال پرواز.

با من از ایران بگو

با من از ترانه و مستی سخن مگو

از می و باده پرستی سخن مگو

از حقه های زاهدانه سخن مگو

وز عشوه های عارفانه سخن مگو

از رنج های صوفیانه سخن مگو

وز مردم اسیر بهانه سخن مگو

با من از ایمان بگو

با من از این خانه ویران بگو

با من از هشیاری دیوانه ها

از جنون و حیرت فرزانه ها

از غروب شادی پروانه ها

وز غم مدفون شده در خانه ها

با من از گمنامی آلاله ها

وز نفیر جغد در ویرانه ها

با من از ایران بگو

با من از این خانه ویران بگو

از لب از ترس بر هم دوخته

ار غم این نسل های سوخته

از شریعت های کفر آمیخته

وز فضیلت های دار آویخته

با من از شمشیر های آخته

زخم بر جسم دلیران ساخته

با من از ایران بگو

از کویر خفته اندر خون بسیاران بگو

....

 

لطفاً به گیرنده های خود دست نزنید

به خاطر دارم  زمانيكه هنوز تلويزيون رنگي  فراگير نشده بود، هر وقت قرار بود يك فيلم قديمي نمايش داده شود، گوينده مجبور بود چندين مرتبه در ابتداي برنامه يا حين پخش آن اعلام كند كه:" بينندگان عزيز اين فيلم به طريقه سياه و سفيد پخش مي گردد لطفا به گيرنده هاي خود دست نزنيد."

 در زندگي اجتماعي بسياري از ما، هنگاميكه پياممان درست منتقل نمي شود، مخاطبان را متهم به نفهميدن يا نپذيرفتن مي نماييم و در واقع اشكال را متوجه گيرنده مي دانيم. در مقياس وسيع تر عدم درك طرفيني در سطح جامعه باعث بروز مشكلات زيادي گرديده است و از آن جمله است فاصله ميان نخبگان و عوام جامعه كه بعضاً به نظر ميرسد مقابل هم صف آرايي نموده اند.

من به تجربه دريافته ام كه در بسياري از موارد بروز سوءتفاهمات به دليل اشكال در فرستنده است.و ضرورت دارد كه براي برقراري ارتباط بهتر و منطقي تر با ديگران هر چه بيشتر به ابزاري بهتر از زبان مجهز شويم.به قول اگزوپري: "همه مشكلات و بد بختي ها زير سر زبان است." يكي از اين ابزار، "نوشتن"  است چرا كه هميشه با تفكر و تامل توام است و به تدريج انسان را واميدارد كه قبل از بيان عقايد و نظراتش و يا نقد عقايد ديگران قدري بيانديشد. البته براي اينكه فردي گوينده يا نويسنده خوبي باشد پيشنيازش اينست كه شنونده و خواننده ماهري هم باشد.

 در اين دفتر قصد دارم از دغدغه ها و نظراتم در خصوص موضوعات مختلف بنويسم.امیدوارم که فرستنده خوبی باشم و مايلم كه در اين مسير دوستان مرا، همراهي نمايند والبته اين همراهي لزوماً همدردي يا تاييد نيست و من بسيار خوشحال خواهم شد كه در معرض نقد و قضاوت ديگر دوستان قرار گيرم.